29 исфандмоҳи 1390
جشن نوروز یکی از کهنترین جشنهای مردم ایرانیتبار است و پیشینهي آن در آسیای مرکزی به روزگار خوارزمیان و سغدیان و بلخیان برمیگردد که سالشمارشان از این روز آغاز مییافتهاست. مردم ترکتبار آسیای مرکزی این جشن را بسی دیرتر از ایرانیان این سرزمین وام گرفتهاند. از این روست که بسیاری از آیینهای نوروزی در میان تاجیکان و ترکان در آسیای مرکزی همانند و تا جایی یکسان هستند. نوروز را در روسیه در مناطقی جشن میگیرند که مردم آنها یا ترکتبار است و یا مسلمان، چون تاتارستان، باشقردستان و داغستان. اما مردم قفقازیتبار روسیه، نوروز را جشن نمیگیرند.
دقيقاً از چه زماني ممنوعيت جشن نوروز در شوروي از بين رفت و حمايت در اين كشورها تا چه حد بر روند ارزشگذاري بر آيين نوروز تاثير داشته است؟
نوروز تا میانهي دههي 1930 میلادی همچنان آغاز سالشماری در فرارود بود و جـشـن گرفته میشد تا این که گاهشمار میلادی را بر مردم این سرزمین نیز تحمیل کردند. اما مردم، به وِیژه در روستاها، آن را همچنان آشکار و پنهانی جشن میگیرفت. چند سالی پیش از فروپاشی شوروی نوروز را در تاجیکستان با نام «جشن بهار» دوباره زنده کردند تا این که سرانجام پس از سالیان دراز، نوروز در تاجیکستان برای نخستین بار در سال 1986 جشن گرفته شد و پس از سال 1988 دیگر رسماً برگزار میشود. زندهسازی جشن نوروز در تاجیکستان یکی از برنامههای اصلی نیروهای مردمیو ملی کشور ما بود. نوروز در دیگر کشورهای آسیای مرکزی شاید آن اهمیتی را نداشته باشد که در تاجیکستان دارد. نوروز برای تاجیکان پدیدهای است که گذشته و امروزشان را با آینده پیوند میدهد و به گفتهي استاد اکبر تورسان، «پیوند تاریخی عامل اصلی تشکل و خود شرط پاسداری از هویت تاریخی و فرهنگی تمدن ایرانی است».
آيا جشن نوروز جايگاهي در هويت اجتماعي اين كشورها دارد؟
اما نوروز این نقش را در میان مردم ترکتبار آسیای میانه ندارد و برای آنها شاید تنها جشنی از جشنهای فصلی باشد. هرچند در ازبکستان که کشوری تاجیکنشین است و شهرهای بخارا و سمرقند را در بر دارد، جشن نوروز با همان آیینهای نوروزی ایرانی بر پا میشود. باری، در قرقیزستان و قزاقستان این جشن شاید نقشی کمرنگتر داشته باشد، هرچند آنها نیز نوروز را جشن ملی خود میدانند.
باری، هرچند نوروز برای تاجیکان نماد هستی ملی و تاریخ و فرهنگ باستانی و ایرانیشان است، منتقدانی هم دارد که که آن را آیینی ناپسند و مذموم میدانستند. برخی روحانیون و بیشتر دستپروران مدارس مذهبی اهل سنتِ عربستان سعودی، مصر و ایران نیز، نوروز را «جشن مجوسان» و «ضد اسلام» میخوانند و سعی در زدودن آن از فرهنگ ما میکنند. اما در کل، تاجیکان نوروز را جشن سال نو ملی خود میدانند و برخی از روشنفکران نیز بر این اساس پیشنهاد میکنند که گاهشماری ایرانی یا همان تـقـویـم هـجـری خورشیدی که از نوروز آغاز مییابد، در تاجیکستان نیز رسمیشود.
هرچند بسیاری از آیینهای نوروزی در تاجیکستان با مراسم سنتی آن در ایران مشترک است، اما برخی از این مراسم تفاوتهایی نیز دارند. چنانچه، مـراسم «گلگردانی» و «بلبلخوانی» در برخی از شهرستانهای تاجیکستان تقریبا همزمان اجرا میشوند. گلگردانی و بلبلخوانی در روزهای نوروزی برگزار میشوند. در بیشتر محلهای تاجیکستان نوجوانان و جوانان از دره و پشته و دامنهي کوهها، گل چیده و همشهریان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن سال نو و نوروز و آغاز کشت و کار بهاری مژده میدهند. جالب است که در آن محلهایی که پیشتر بزرگسالان گلگردانی میکردند، اکنون بیشتر بلبلخوانی را بر عهده گرفتهاند.
آیین گلگردانی در نوروز پیشینهي بسیار کهنی داشته و بنا بر دادههای باستانشناسی، از آیین بزرگداشت ناهید، ایزدبانوی آب و باران و باروری در ایران باستان، و آیینهای باستانی بزرگداشت خدای شهیدشوندهي نباتی بومیان این سرزمین ریشه میگیرد. این آیین با بزرگداشت سیاوش در فرهنگ ایرانی عموماً و فرهنگ سغدی خصوصاً، نیز پیوند دارد.
تفاوت سنتهاي نوروزي (به طور مثال سفرههاي نوروزي) در ايران و آسياي مركزي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
تفاوت سفرههای نوروزی در ایران و آسیای مرکزی برخاسته از گوناگونی فرهنگ خوراک مردمان این دو سرزمین است. سفرهي نوروزی در تاجیکستان و ایران نیز با همدیگر فرق میکنند و در تاجیکستان نیز هر منطقهای برای خود سفرهای ویژه دارد. اما در کل همان هفت سین و یا هفت شین سفرهي نوروزی شناخته شده و مردم به اندازهي توان خود میکوشند این سفره را در روزهای نوروزی بیارایند.
خانهتکانی و دیگر آیینهای نوروزی نیز در تاجیکستان همچنان زنده هستند و شاید تنها تفاوتی که دارند روز برگزاری آنهاست. در روستاها این آیینها دقیقتر و نزدیکتر به اصل باستانی خود انجام داده میشوند و در شهرها اندکی دیگرگونی در آنها دیده میشود. از دیگر مراسم نوروزی تاجیکان رسم افروختن آتش در شب نوروز است. این همان آیین «چهارشنبهسوری» است که بر اثر فراموش شدن گاهشماری ایرانی جا به جا شده و به شب نوروز رسیده است.
از دیگر مراسم نوروزی تاجیکان جفت براران است که در گذشته پیش از کشت و کار کشاورزان و چند روز پیش از نوروز برگزار میشود. جفتبراران در اکثر محلها در اواخر اسفندماه برگزار میشود. اما در شهرها از این مراسم کشاورزی «بابای دهقان» نام شخصیتی را پدید آورده و جایگزین «میر نوروزی» کرده و این مراسم را با نوروز پیوند دادهاند که ظاهرا گردهبرداری از مراسم سال نو میلادی و بابای برفی یا همان بابا نوئل است. یکی دیگر از مراسم نوروزی تاجیکستان مراسم «سمنکپزی» یا «سمنوپزی» است. سمنک یا سمنو از خوراکهای نوروزی است و آن را گروهی از زنان دستهجمعی تهیه میکنند. هنگام پختن سمنو شعر و ترانه نیز خوانده میشود.
برگزاری زورآزماییهای ورزشی و بازیهای مردمی در نوروزگاههای شهری و روستایی، یکی دیگر از آیینهایی است که در تاجیکستان در روزهای نوروزی برگزار میشوند. کُشتی، بُزکَشی، بَندکَشی، شطرنج، خروسجنگ، کبکجنگ و شاخزنی گاو و قوچها از اینگونه سرگرمیهاست. اما از مهمترین سنتهای نوروزی در تاجیکستان، دید و بازدید عید یا «عید گردک» است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است. ولی مردم تاجیکستان و کشورهای همسایه مراسم «سیزدهبهدر» را ندارند.
همانطور كه ميدانيد خواستگاه نوروز در ايران باستان است. از نظر شما چرا امروزه بر خلاف كشورهايي چون تاجيكستان، قزاقستان و تركمنستان در ايران شاهد يك جشن ملي نيستيم؟
نوروز در ایران و کشورهای آسیای مرکزی جایگاهی کاملا متفاوت دارد. نوروز در ایران افزون بر این که جشنی مردمیاست، آغاز سال نیز هست ولی در کشورهای آسیای میانه این خویشکاری اصلی و مهم خود را از دست داده است. از این دیدگاه، نوروز در کشورهای آسیای میانه تنها جشنی است بهاری و چیزی در ردیف جشن هندوانه یا خربوز و از اینگونه برنامههای سرگرمکننده. تا جایی که من در بارهي جشن نوروز در ایران میدانم، مردم آن را بزرگترین جشن ملی خود میدانند. شاید محدودیتهایي از سوی حکومت اسلامی برای برگزاری جشن نوروز اعمال شده باشد، اما مردم را پروایی نیست و در هر شرایطی آن را جشن میگیرند. در شوروی نیز این جشن ممنوع بود، اما مردم هرگز از آن دست نکشیدند.
جشن باستاني نوروز در همگرايي كشورهاي فارسيزبان تا چه حد تاثير داشته است؟
نوروز نماد اصلی فرهنگ ایرانی و چون جان در بدن ایرانزمین است. چنانکه دانشمند سرشناس تاجیک «اکبر ترسان» میگوید، «نوروز زنجیری است که امروز مردم ایرانیتبار را با گذشته و آیندهشان پیوند میدهد و این پیوند تاریخی عامل اصلی شکلدهنده و خود شرط پاسداری از هویت تاریخی تمدن ایرانی است». از این دیدگاه نوروز میتواند بیشترین تاثیر را در همگرایی کشورهای پارسیگویان داشته باشد.
باری از دیگر سو این کشورها از این توانایی کمترین بهره را میبرند. دیدارهای نوروزی سران کشورهای پارسیزبانان نیز عملاً چیزی جز «نسشتند و گفتند و برخاستند» نیست. تا کنون چندین نوروز گذشته اما از تلویزیون مشترک این کشورها خبری نیست، هرچند قرار بود در یکی از روزهای نوروزی کار خود را آغاز کند. جشن نوروز در این کشورها میراث فرهنگی نیست، بلکه جشن زنده و مردمی است و جدا از سیاست دولتها به زندگی خود ادامه میدهد. به نظرم این کشورها نیز باید کمتر به دنبال میراث مشترک تاریخی بگردند و مشترکات جدیدی بیافرينند که بتوانند برای همگرایی بیش از پیش آنها زمینهساز باشند.
ارزيابي شما از جشن جهاني نوروز در تاجيكستان به عنوان اولين كشور آسياي مركزي چيست؟
از این که جشن جهانی نوروز پیش از دیگر کشورها در تاجیکستان برگزار شد، بسیار شاد هستم. باری، به نظرم تا زمانی که نوروز در تاجیکستان رسماً مبدأ تاریخ و آغاز گاهشماری اعلام نشود، هرگونه جشن گرفتن آن در کشور ما بیمعنی خواهد بود. نوروز پیش از همه جشن فرا رسیدن سال نو است، جشنی است که هم تاریخی است، هم مبدأ تاریخ، اما در تاجیکستان این جایگاه و کاربرد را ندارد. بنا بر این، نخست باید نوروز را در خانهي خودش میزبان کرد و آنگهی جهانیان را به مهمانی فرا خواند.


